بسمعه تعالی
شناسایی چالش های واقعی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در هر جامعه یکی از مهمترین پارامترهای لازم برای تصمیم گیری صحیح و در نهایت هدایت آن می باشد. و ای بسا عدم درک صحیح و به موقع این چالشها، کشورها را دچار بحرانها و حوادث غیرقابل حل نماید.
در طول سالیان بعد از انقلاب اسلامی ایران بویژه در سالهای اخیر، کشور ما گریبانگیر چالشها و حوادثی گردیده است که تعدادی از آنها واقعی و تعدادی دیگر تصنعی و ذهنی بوده است و چه بسیار مسئولانی که در طول 27 سال گذشته با بزرگ نمایی چالشها و حوادث تصنعی و ذهنی، سیاستهای اعمالی خویش را توجیه نموده اند. در این بین یکی از مهمترین آنها، چالش و خواسته های قومی و ملی اقوام و ملل غیرفارس ایران بوده است که همواره برخورد سخت افزاری با آن صورت گرفته است و با ارتباط دادن آن به کشورهای خارجی، سعی در پاک نمودن صورت مسئله گردیده است. غافل از اینکه این چالش بسان زخم کهنه ای است که عدم درمان به موقع آن با لحاظ در اکثریت بودن اقوام و ملل غیرفارس (حدود 3/2 دوسوم جمعیت ایران اقوام و ملل غیرفارس هستند) می تواند عمل جراحی ناخواسته ای را سبب گردد.
آنچه که تحت عنوان خواسته های قومی و ملی در طول یکصد سال اخیر مطرح گردیده است ابتدایی ترین و اساسی ترین حقوق انسانی است که مبنای توجیهی و استدلالی آن بسیار وسیع می باشد که از این بین می توان به قرآن کریم، نهج البلاغه، قانون اساسی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه جهانی حقوق زبانی و... اشاره کرد. متاسفانه علیرغم این واقعیت، دولتهای ایران در طول یک قرن اخیر چشم خویش را بر این واقعیت بسته و علیرغم دادن شعارهای آزادی، سازندگی، اصلاحات، عدالت و ... نه تنها از اعطای این حقوق اجتناب نموده اند، بلکه در موارد زیادی در راستای سیاستهای شوونیستی گام برداشته اند و آزادی، سازندگی، اصلاحات و عدالت را در محدوده ای بسیار کوچک تفسیر نموده اند که حقوق و خواسته های اقوام و ملل ساکن در این سرزمین، در خارج این محدوده قرار گرفته است. تاریخ یکصد سال اخیر همواره شاهد اعتراضات و قیامهای مقطعی و دنباله دار زیادی بوده است که در طی آن فعالان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و روشنفکران اقوام و ملل در راستای احقاق حقوق انسانی، اجتماعی، ملی خویش قدم برداشتند و این حرکتها علیرغم سرکوب در مقاطع مختلف، همواره وجود داشته است که نمونه بارز آن "حرکت ملی آذربایجان" در طی سالهای اخیر می باشد که با رهبری و هدایت روشنفکران و فعالان ملی آذربایجان در قالب یک حرکت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با لحاظ و رعایت پرنسیبهای مدنی در راستای احقاق حقوق ملی آذربایجانیان ساکن در این سرزمین گام برداشته است.
اعتراضات گسترده خرداد ماه سالجاری در مقابل توهین وقیحانه روزنامه دولتی ایران یکی از بارزترین اقدامات این حرکت در سالهای اخیر می باشد که متاسفانه با عدم درک صحیح و برخورد غیرآگاهانه و غیرمدبرانه، دیوار بی اعتمادی بلندی را بین
حکومت و مردم آذربایجان بطور اعم و فعالان حرکت ملی آذربایجان بطور اخص ایجاد کرده است که تبعات آن برای بسیاری از مسئولان امنیتی و سیاسی واقع بین کشور واضح است؛ حیف که قسمت عمده ای از آنها از درک این واقعیت، غافل و عاجز مانده اند. این دیوار بی اعتمادی زمانی بلند تر گردیده است که علیرغم برخوردهای سخت و خشن با معترضان و فعالان آذربایجانی، فرد توهین کننده با اشاره آقایان از کشور فراری داده شد و هم اکنون در یکی از کشورهای اروپایی به تحصیل خویش ادامه می دهد؛ حال آنکه بسیاری از فرزندان غیور آذربایجان محکوم به زندان و محکومیتهای جزایی سنگینی گردیده اند و...
در این بین "عباس لسانی" یکی از رشیدترین فرزندان آذربایجان، که با محکومیت سنگین حبس و تبعید روبه رو گردیده است و در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و عدم رعایت حقوق قانونی خویش بویژه حقوق زندان، چندین بار دست به اعتصاب غذا زده است که متاسفانه آخرین اعتصاب ایشان و عدم توجه و اجابت اعتراضات و خواسته های وی از طرف مسئولین ذی ربط، سلامت ایشان را در وضعیتی بغرنج و خدای ناکرده غیرقابل برگشتی قرار داده است که ضمن هشدار به مسئولان و حاکمان کشور اعلام می داریم ادامه این روند شاید سبب حوادثی گردد که بی شک مسئولیت آن متوجه حاکمیت بطور اعم خواهد بود.
"مجمع دانشگاهیان آذربایجانی" ضمن تسلیت ایام سوگواری محرم به پیروان واقعی امام عزت و شجاعت، وظیفه خود می داند در شرایط حساس به بیان دیدگاههای خویش بپردازد که امیدواریم مخاطبان آن این دیدگاهها را فارغ از تعصبات، مورد ارزیابی قرار دهند.
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی
11/11/1385
